RSS Feed

      

پێنج‌شه‌ممه، ۹‌ی سێپتامبری ۲۰۱۰

Renaissance News Index

 

ئازادی ئیـــدۆلــۆژیی هاوبه‌شــی هـه‌مـــوو نووســـه‌رانی جیــهانه‌!
« مه‌حموود ده‌وڵه‌ت ئابادی »
 

  مقالات فارسی »» سیاسی           این لینک [165] بار مشاهده شده‌است       Send this page to your friens    Print this page    Send comment to this page

 

داریوش همایون، سبزه قبای دیر ظهور آل اصلاحات!

 
 

آریز داراپور

2010.03.06 - 10:30

 

دیر زمانیست که بساط شوئنیسم و ناسیونالیسم انحصار طلب ملت فرادست به برکت انسانهای وارسته در ایران، بویژه توسط آزادمردان و آزاد زنان دمکرات و مترقی در حال احتضار و محو شدن است. داریوش همایون، (عکس) که پیشتر ها تحت نام "کتانه سلطانی" زهر و کینه خود را همچون نماینده تیپیک ناسیونال شوینیسم فارس بر ملتهای تحت ستمی چون کرد میریخت، دیگر بار و از قضا در پوشش سبز، بعنوان مداح و ثنا گوی جنبش سبز ظهور کرده و از همه چیز سخن رانده بدون آنکه از هیچی سخن بگوید.  

 

 

روایتها و اسدلالات بی پایه و غیر مدلل ایشان دال بر یک ملته بودن ایران که هیچ مبنای علمی و تاریخی ندارد، در کشو های همان سرجوخه اطریشی، 64 سال پیش برای همیشه در دل خاک مدفون گشت. در پایان نوشته ی اخیر ایشان و در این جمله خلاصه و به خواننده عرضه شده است: "هیچ کس نمی‌باید ناسیونالیسم سربلند کرده ایرانی را دست کم بگیرد".

 

در واقع جان کلام آنهمه شاخه پریدنهای جناب داریوش همایون، در سطر فوق برای هر کسیکه با نگرش نوع ایشان طی 30 سال حاکمیت ننگین رژیم فقاهتی برخورد داشته، بعیانترین شکل بیان شده.

 

او از هم اکنون با تهدید و ارعاب مختص طیف غاصبان دمکراسی و آزادی در ایران، عبای سبز بر تن و شمشیر چوبین بدست، لباس عاریتی آزادیخواهی را بتن کرده و به مدل کهنه شده همان رهبر ان بزک کرده در آمده.

 

آقای همایون بهتر است به نگارش خاطرات دوران گذشته خود با رژیم خودکامه پهلوی بپردازد و از بی مهری شاه و دار ودسته اش بگوید، که چگونه در زندان عشرت آباد توسط ساواک شاه و پس از آنهمه خوشخدمتی به رژیم اش در مقام وزارت اطلاعات، به اسارت در آمد و همین چپهای ملت ساز، به نجاتش آمدند و همراه زندانیان آزادش کردند. امری که هم اکنون شامل (نبوی و رمضانزاده و....مهره های ریز و درشت واواک و... ) اعوان و انصار آل اصلاحات شده.

 

بنده نه با هیچ جریان چپی پیوند دارم و نه نمایندگی آنها را تعهد کرده ام. اما فداکاری و از جان گذشتگی آنهمه انسان پاکباخته را که برای آزادی و دمکراسی در ایران تا به امروز تلاش کرده و میکنند، و از خیل مورد نظر شما هم هر گز نه خاطره خوشی داشته و نه بدان متوهمند، همواره تجلیل میکنم.

 

تجربه تاریخی در 100 سال گذشته نشان داده که آنچه همواره یکپارچگی و اخوت میان ملل را تضعیف و از میان برده، برتری طلبیهای نوع همین جناب همایون است نه دمکراسی خواهی ملل تحت ستم و بی حقوقی ملتها ی تحت ستم از جمله ملت کرد!!

 

30 سال پیش هم همین انگها و برچسبها را خمینی و اعوان و انصارش نثار ملت کرد و ملتهای دیگر نمود. برای قتل عام ملت ما که به رفراندوم کزائیش رای ندادیم، سیاه جامگان حزب ملت ایران، مجاهدین خلق و کمیته های رنگارنگ حکومت جاهلان و کلاشان به کردستان آمدند. قارنا و قلاتان و دهها روستا را بخاک و خون کشیدند. در سنندج و سقز و مهاباد بنی صدر قصد داشت سیب زمینی بکارد. چون خاکش را بر جان انسانهای کرد ترجیح میداد. اینک نیز روز ی نیست توسط آدمکشان رژیم فاسد و تبهکار اسلامی، از ملت ما کشته نشود، اما خواسته های ملت کرد همچنان بی پاسخ و آتش زیر خاکستری را که خمینی و همپالگیهایش در کردستان بپا کردند خاموش شدنی نیست.

 

آری جناب همایون، ما را از ناسیونالیسم فارسی خود نترسانید. اولآ در شجاعت و دلاوری ملت ما شک نکنید. ثانیآ و از همه مهمتر، اینبار کسی برای اسم نوشتن و "جهاد علیه کافران سنی" و "تجزیه طلبان" و "گروهکهای محارب" به کردستان نخواهد آمد. ملتهای شریف در ایران به آنچنان درجه از درایت و هشیاری رسیده اند که به خام اندیشان و نگرشهای کهنه وقعی نگذارند.

 

آنچه که شما را از داعیه رهبری در جنبش سبز محروم کرده، ملتها نیستند. چپ و فانتازی سوسیالیستی آنها هم نیست. بخود آئید و به گذشته سراسر غم انگیزتان بنگرید که در خفقان و بی حقوقی ملتها چقدر سهم داشتید؟! سیستم جهنمی ساواک که هم اکنون بخشی از آن به حاکمان فعلی به ارث رسیده، یکی از عوامل اصلی فقر فرهنگی توده های محروم در ایران شد که مجال حتی اجازه نشر کتابهای همین رهبران بی کفایت انقلاب به یغما رفته را تا آخرین دقایق حکومت شاه صادر نکرد تا همه بانن از صندوقچه جادویی خمینی، مرتجعینی چون خامنه‌یی، خاتمی، احمدی نژاد و ... بعنوان عروسک دیو جماران بیرون میجهند!

 

ناسیونالیسم و هر ایسم دیگری بعنوان ایدئولوژی (نه شیوه حکومتی) در ایران خریداری ندارد، شما با ابراز چنین منشی کهنه یی، عملآ جاده صاف کن جنگهای کور و بیحاصل میان ملتها هستید. در یک ایران دمکراتیک و پلورال و حتی فدرال، جایی برای حکومتهای ایدئولوژیکی، آنهم از نوع عقب مانده و منزوی شده، وجود ندارد. ناسیونالیسم شما پیشکش همان محفل کوچک خودتان باد که هیچ بخشی از جامعه ایران با آن پیوند ندارد.

 

عبای سبزتان را در "لویی جرگه" آینده ایران بپوشید تا از قافله عقب نمانید. کرسی تک نفره شما همیشه و تا به آخر مجالس دمکراتیک و مردمی انگشت نمای هوادارن شما خواهد گشت.

 

قرن پیامک و زاتالایت و اینترنت بشما اجازه تعدی و تهدید ملتها را نخواهد داد. کرد و بلوچ و آذری و ترکمن و عرب و فارس، همه با هم برادرند و انگیزه های شما و همفکرانتان نیز برایشان روشن است. الگو های زیادی برای یک ایران مترقی، دمکرات و آزاد وجود دارد. هندوستان، کانادا، سویس، بلژیک و آفریقای جنوبی از برجسته ترین حکومتهای غیر متمرکز و فدرال هستند. کمی برای مطالعه روی این کشور ها وقت بگذارید و از پوسته جامد و خشک تنگ نظرانه خویش به جلو جهش نمایید. جهان در ابتدای قرن 21 مرز بندی جدی با نژاد پرستی دارد. زنده باد برابری و خلح پایدار میان ملتها.

 

05.03.2010

arez99@hotmail.de

 

 

 

 

بازگشت به صفحه اول          این لینک [165] بار مشاهده شده‌است            Send this page to your friens    Print this page    Send comment to this page

 
 
 

 

 

مانشێت

 
 

 

 
 

 

 
 

 

 

 

هه‌واڵ

 
 

 

 
 

 

 
 

 

 

 

ڕاپۆرت‌و ئانالیز

 
 

 

 
 

 

 
 

 

 

 

مقالات فارسی

 
 

 

 
 

 

 
 

 

 

 

اخبار فارسی

 
 

 

 
 

 

 
 

 

 

 
 
 

Copyright © 2010 Renaissance. All rights reserved.